شمس الدين حافظ

158

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

74 - « طالع همايونست » ز گريه مردمِ چشمم ، نشسته در خون است * ببين كه در طلبت ، حالِ مردمان چون است به يادِ لعلِ تو بىچشمِ مستِ ميگونت * ز جامِ غمِ مىِ لعلى كه مىخورم خون است ز مشرقِ سرِ كوى ، آفتابِ طلعتِ تو * اگر طلوع كند طالعم ، همايون است حكايتِ لبِ شيرين ، كلامِ فرهادست * شكنجِ طرّهء ليلى ، مقامِ مجنون است دلم بجو كه قدت همچو سرو دلجوى است * سخن بگو كه كلامت لطيف و موزون است ز دورِ باده به جان راحتى رسان ساقى * كه رنجِ خاطرم از جورِ دورِ گردون است از آن زمان كه ز چنگم برفت رودِ عزيز * كنار دامنِ من همچو رود جيحون است چگونه شاد شود اندرونِ غمگينم * به اختيار ، كه از اختيار بيرون است ز بيخودى طلبِ يار مىكند حافظ * چو مفلسى كه طلبكارِ گنجِ قارون است * توضيحات : مردم چشم ( مردمك چشم ) نشسته در خون ( غرق خون ) چون ( قيد پرسش - چگونه ) لعل ( استعاره از لب جانان ) ميگون ( شراب سرخ ) شكنج ( چين و شكن زلف ) طره ( موى پيشانى ) دلم بجو ( تفقد كن - مهربانى كن ) چنگ ( پنجه - انگشت ) اندرون ( قلب ) رود عزيز ( فرزند عزيز ) رود - رود ( جناس تام ) قارون ( گنج قارون - آرايه تلميح ) معنى بيت ( 4 ) ( فرهاد پيوسته از لب قند شيرين ياد مىكند و قرارگاه دل ديوانهء مجنون در خم و شكن گيسوى ليلى است ) معنى بيت ( 7 ) ( از آن زمانى كه فرزند عزيز من درگذشت ، از شدت اشك ، كنار دامن و اطرافم مانند رود جيحون پرآب است ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - از اين فكر صرف‌نظر كنيد كه رنج و عذاب فراوان به همراه دارد و به زودى يكى از دوستان كه او را سخت دوست داشتيد از اين ديار خواهد رفت و شما را تنها مىگذارد كه باعث ناراحتى شما مىگردد . 2 - زياد به خود سختى ندهيد ، دنيا ارزش اين همه رنج و سختى را ندارد ، متأسفانه خبر بدى دريافت مىكنيد ولى پس از آن بر اثر ملاقات يا پيشامدى زندگى شما به كلى تغيير خواهد كرد ، به‌طورىكه همگان حسرت زندگى شما را خواهند خورد . 3 - بيمار بهبود نمىيابد ، سفر را توصيه نمىكنم و خريدوفروش و معامله زيان‌آور است ، طلاق عملى است ولى ازدواج انجام نمىگيرد ، شما در اين كار چندان موفقيتى كسب نمىكنيد چون مقدمات آن را خوب و كامل فراهم نكرده‌ايد . 4 - در بيت هشتم خواجه پاسخ شما را مىدهد و مىفرمايد : ( خاطر غم‌زده را به ميل خويش شاد نمىتوانم بكنم چه اين كار در توان من نيست ) پس شما نيز دست به اين كار نزنيد كه فعلا در توان شما نمىباشد و آن را به موقع مناسب‌ترى بسپاريد . 5 - نذرى كه كرده‌ايد ، ادا كنيد و براى گشايش در كارتان سوره مباركه « قصص » آيه 43 تا 73 را با حضور قلب و معنى بخوان كه گشايش بسيار است و همين پنجشنبه به يكى از مشاهد متبركه برو و حاجت بخواه . 6 - جناب‌عالى ، شخصى مهربان ، باصفا ، صميمى ، دهن‌بين ، زيبا ، دلربا ، طناز ، ولخرج ، ترديدپذير هستيد كه نمىدانيد چه كسانى شما را زياد دوست دارند ، اتفاقا كسانى كه جناب‌عالى را زياد دوست دارند ، بيشتر اذيت مىكنيد به قول معروف « گاو نه من شيرده هستيد » كه بايد با درايت بيشتر عمل كنيد . 7 - به شما پيشنهادى مىشود فعلا پذيرش موضوعى به صلاح شما نيست . 8 - عزيزى چشم به راه شماست با او تماس بگيريد . اين را خوب بدانيد كه برنده : هميشه تمركز حواس دارد اما بازنده : پريشان حواس است . 9 - گاهى احساس مىكنى تنها و بىكس مىباشى و غم دنيا روى قلبت سنگينى مىكند ، اين حالت براى كسانى كه قلبى مهربان دارند امرى عادى است ، در اين حالت به خدا توكل كنيد . 10 - از صحبت‌هاى او غم و اندوه به دل راه ندهيد ، چون او از باده غرور مست شده و به بد و خوب توجه ندارد ولى عاقبت ضرر خواهد كرد .